محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
38
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
گيرم اگر من منظور شما را تأمين و خواستهء شما را اجابت كردم و پيروان خود را به خاطر شما طرد كردم ، در پخش و انتشار دعوت و تأييد رسالت خويش به چه كسى اعتماد كنم ؟ ! به شما كه همواره در فكر لذات ناپايدار دنيا هستيد ، چگونه ممكن است مردمى كه مرا يارى كردند ، كنار بگذارم و شما را كه به من آزار رسانديد اختيار كنم ؟ ! گفتار من به اعماق جان آنان نفوذ كرده ، ولى از شما غير از مخالفت و نافرمانى چيز ديگرى نديدم ! چگونه اين مردمى را كه حافظ دين خدا هستند و قوم را به سوى او دعوت مىكنند ، كنار بگذارم ؟ اگر آنها را طرد كردم ، وضع من در پيشگاه خدا و به هنگام دادخواهى چگونه خواهد بود ؟ پيروان من در پيشگاه خدا بگويند : من احسان آنان را با كفران و نيكى آنان را با خيانت تلافى كردم . پس آگاه باشيد كه شما مردمى جاهليد . آنگاه كه اختلاف بين قوم نوح و پيغمبر خدا اوج گرفت و شكاف اختلاف عميقتر گشت . قوم از نوح ناراحت شدند و عرصه را بر خود تنگ ديدند و به نوح گفتند : « اى نوح با ما مجادله نمودى و در جدال خود زيادهروى كردى ، اگر راست مىگويى عذابى را كه به ما وعده دادى بياور ! » « 1 » نوح مخالفين خود را نصيحت كرد و گفت : شما در گرداب جهالت و حماقت فرو رفتهايد ، مگر من كيستم كه عذابى را كه وعده دادهام ، بياورم و يا آنكه آن را از شما بازگردانم ؟ من بيش از يك بشر نيستم كه بر من وحى نازل مىگردد تا آن را به شما بگويم . خداى شما ، خداى يكتا است ، من اين پيام را طبق مأموريت خود به شما ابلاغ مىكنم ، يك بار شما را به ثواب خدا بشارت مىدهم و بار ديگر شما را از عذاب او برحذر مىدارم . آگاه باشيد كه بازگشت هر موجودى به سوى خدا است . اگر بخواهد شما را هدايت مىكند و اگر اراده كند عذابى عاجل برايتان مىفرستند و اگر هم صلاح بداند عذاب را تأخير انداخته تا بر كيفر شما بيفزايد و شما را به سختى مكافات و شدت انتقام مبتلا سازد .
--> ( 1 ) . سوره هود ، آيه : 32 « يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا . . . »